مینیمال هایی برای زندگی

خرید بک لینک
چقدر حرف دلم میخواد بنویسمچقدر پُرم از حرف و غصه ... چقدر از خودم شاکیم و ناراضی28 سالم شده ولی هنوز احساس میکنم رفتارهام ب بلوغ نرسیده و بچگانسپرم از چیزایی ک داره مغزمو میخوره ! از اولین باری ک عشقو تجربه کردم ۸ سال میگذره ...بعدش بارها و بارها گفتم باز عاشق شدم ولی همش فهمیدم ااا ن این عشق نبود باز سر بعدی همون اشتباهخب چطوری اینجوری میشه؟ یعنی فقط همون ی بار واقعی بود؟یعنی ممبعد فقط هیجان لحظه ای ؟ نمیتونم خودمو احساساتمو درک کنم ! چنان زیر و رو شدم این روزا ک نمیفهمم چی ب چیه تو زندگیم ! از اخرین باری ک دیوونه وار کسی و دوس داشتم ۲ ماه میگذرهو این در حالتیه ک من اگر قبل این ادم بود الان دوباره تو رابطه بعد بودمبماند ک الان اون احساسات هیجانی ک بهش داشتمو ندارم ولی این ادم اولین کسی بود ک ب من خیانت کرد و خب با این کار باعث شد من الان دیگ ب خریت قبل نباشم نمیتونم الان تو رابطه باشم یعنی درواقع استاندارد های رابطه واسم ۱۰۰۰ برابر شده نمیتونم قبول کنم هر ادمی با هر وضعیت ک شد بیاد ک فقط تنها نباشمچنان گارد محکمی در برابر ادما پیدا کردم ک خدا میدونه ب قول بابام میگ از اون طرف بوم افتادم حالا ! ولی خب چیکار کنم؟؟؟ الان تو این وضعیت موندم ک عشق چیه واقعا؟ اصلا میتونم من دیگ عاشق بشم؟ اگر عاشق نشم دیگ چی ؟ اگر بشم باز بره چی ؟ چنان همه چیز واسم سوال شده ک نمیدونم برای منی ک رسما اعتیاد ب روابط داشتم الان همه چیز عجیبه۲ ماه دور از هر مذکر و گارد شدید ب همه ک اجازه صحبت عادی نمیدم ب کسی انتظارات بالایی ک دارم هم جوریه ک اصلا همچین ادمی وجود نداره باشه هم چرا منو انتخاب کنه؟خودمو ک گول نمیشه بزنم ! مگ خودم چی دارم ک اون ادم ک انتظار دارم بخواد بیاد سمت من؟ درسته من برخلاف قبل تنها مینیمال هایی برای زندگی...

ما را در سایت مینیمال هایی برای زندگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: سه شنبه 10 بهمن 1402 ساعت: 13:31

صفحه بندی